وجه تسمیه بختیاری
بختیاری‌ها مؤسسان سلسلة اَتابکان لُـر (اَتابكان هـزار اسبان) بودند که مرکز آن "ایذه (مال امیر یا مالمیر)" بود. در "اَكرادنامه" آمده است: « در عهد سلطنت اَتابك هـزار اسب در لرستان (حدود سال 500 بعد از هجرت) ، یک مهاجرت بزرگ و اثرگذار تاریخی صورت می پذیرد. چون این مملكت داراي آرامش و عدالت بود ، قبايل مختلفي (حدود 30 طایفه) از جبل السُّماق شام كه از جبال غربي حَلَب در سوریه است ، چون مورد آزار کُردهای هفت امامی منطقه بودند به همین خاطر با کسب اجازه از اتابکان لُـر بزرگ از منطقه خود كوچ كرده و به لرستان آمدند. «حمدالله مستوفی» (مستوفی الممالک هلاکوخان ایلخان مغول) در کتاب "تاریخ گُزیده" به طوایف "بختياروند، علائي، زاهديان، راکی، آستركي، جوانكي، مماكويه، بيدانيان، كوتوند، بتوند، بوازكي، شوند، هاروني، آشكي، كومي ليرادي، ممولي، يحفومي، كمانكشي، مماسني، ارملكي، تواني، كسداني، مَديحه، اكورد، كولارد و غيره و همچنين اقوامي از اعراب عقيلي از نسل عقيل بن ابوطالب و اعراب هاشمي از نسل هاشم بن عبدمناف"» اشاره می کند که در طوایف بختیاری فعلی اصیل ترین آنها همین بختیاروندها (بهداروندها) هستند. طوايفي كه از جبل السُّماق به ايران آمدند ، جماعتي در بختياري و جماعتي در كهكيلويه و بویراحمد مسكن گزيدند و عدّه اي هم به مرور زمان نابود شدند. يك طايفه از آنان موسوم به "بختيـاروند" بوده اند ، چنانكه امروزه هم يك طايفة آنها معروف به "بختيـاروند" می باشند که همین "طایفه بهـداروند کنونی" می باشد. «حاج علیقلی خان سردار اسعد بختیاری» در کتاب "تاریخ بختیاری" و مورّخان و قوم شناسانی همچون «جَی کُرُزن» در کتاب "پارس و پارسیان" و «ولادیمیر مینورسکی» در کتاب "لُرها و لُرستان" چنین روایت می کنند که: « بختياري ها خود معتقدند كه‌ نام‌ بختيـاري‌ مشتق‌ از واژة "بختيـاروند" است‌. "بختيـار" يكى‌ از بزرگان لُـر بـزرگ‌ بوده‌ كه‌ اُولادش‌ گروه‌ متشكّلى‌ بنام‌ "بختيـاروند" پديد آوردند. اين‌ طايفه‌ ظاهراً همين‌ "بهـداروند كنونى" و يكى‌ از طوايف‌ بزرگ‌ بختياري‌ فعلى‌ است »‌. سردار اسعد ، بختياري ها را منسوب به "عزالدّوله بختيار" مي داند و مي گويد: « ايل جلیل بختياري ، نسب شان به "مُلوك آل بويه" كه ساساني الاصل بوده اند ، مي رسد و سرسلسله ايشان "عزالدّوله بختیار" است. زيرا كه قبل از عزالدّوله بختيار ، نامي از آنها در كتب تاریخی نيست. در دوران قدرت و سلطنت آل بويه جماعتي از ايشــان در ايران پراكنده شدند.» سردار اسعد ، در کتاب "تاریخ بختیاری" مي گويد: « جايـگاه مهّم "طايفه بختيـاروند" كه از جبل السّماق وارد سرزمين لُر بزرگ شدند ، در عرصه هاي سياسي و نظامي و نفوذ آنها بر طوايف و مناطق همجوار به تدريج سبب گرديد تا نام اين طايفه به همه طوايف ساكن در مناطق همجوار نيز اطلاق گردد كه با آنها مشتركات فرهنگي و زباني و نژادي داشتند و جزء بر كل اطلاق گرديد و "بختياري" نام عمومي همه طوايف گرديد.» «خسروخان سـردار ظفـر بختیاری» در يادداشت هـاي خود ، درباره وجه تسميّه بختياري چنين مي نويسد: « "طايفه بختياروند" كه در حال حاضر آن را "بهداروند" مي گويند و يكي از شعب هفت لنگ است كه مردمان آن شجاع و دلير بودند و اكنون به همان دلاوري باقي هستند ، شايد وقتي رشادت فوق العاده از آنها بروز كرد ، "ايل بزرگ بختیاری" را به اسم آنها ناميده اند و جز اين ديگر سببي نمي توان حدس زد
برخي نيز مي گويند: « شاه اسماعيل صفوي در يكي از جنگ ها سخت مورد حمله دشمنان قرار گرفت و نزديك بود شكست بخورد. ناگهان جمعي از سواران بختياري به كمك او شتافتند و دليرانه با دشمن جنگيدند و دشمن مجبور به هزيمت شد. پادشاه از اين پيشآمد خوشحال گرديد و گفت: "امروز بخت يار من شد" و از آن روز به بعد ايل بختياري بدين نام معروف گرديد.» بعضى‌ نيز مانند «سرهنگ اُوژن‌ بختياري» در کتاب "تاریخ بختیاری" ، نسبت‌ اين‌ ايل‌ را به‌ مُلوک‌ آل‌ بويه‌ می رسانند و سرسلسلة آنها را "عزالدّوله بختيار" (367 هجری قمری برابر با 356 هجری شمسی و 978 میلادی) مى‌دانند ، زيرا كه‌ قبل‌ از او نامى‌ در كتاب هاي‌ تاريخى‌ از بختياري‌ به‌ چشم‌ نمى‌خورد. ممكن‌ است‌ در زمان‌ مُلوک‌ آل‌ بويه‌ جماعتى‌ از اين‌ ايل‌ به منطقه‌اي‌ كه‌ بختياري ناميده‌ مى‌شود ، آمده و سُكنى‌ گزيده‌ و بنام‌ بختياري‌ معروف‌ شده‌ باشند. بر اساس روايات متداول بين مردم ، بختياري ها فرزند شخصي به نام "بختيار" می باشند و بدين جهت است كه به آنان بختياري مي گويند. به نظر مي رسد كه نظریه انتساب بختياري ها به "عزالدّوله بختيار" و تعميم نام "طايفه بختياروند" به كل طوايف موسوم به بختياري مقرون به صحت و قابل قبول تر است. در آغاز پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار، بختیاری بخشی از خاک استان فارس بود و رود کارون جداکننده فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری، گاهی بخشی از اصفهان و گاهی بخشی از خوزستان بود. نخستین کسی که بر آن شد تا تاریخ بختیاری‌ها را به نگارش درآورد، سردار اسعد بختیاری بود که در نگاشته‌های او در کتابی به نام تاریخ بختیاری، به دانسته‌های ارزشمندی درباره بختیاری‌ها بر می‌خوریم. طایفه‌ها ایل بختیاری: از اقوام ایرانی که در استان‌های چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و اراک و شمال هرمزگان ساکنند. مردم بختیاری: در ایران در دوران ملوک‌الطوایفی در محدوده حکومتی هزار اسپیان حضور داشته‌اند. به آنها لر بزرگ نیز گفته می‌شود که به دو شاخه بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم بندی می شوند. . محل سکونت بختیاری‌ها، در استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان، اصفهان و قسمتی از شرق لرستان ساکن هستند. چهارمحال و بختیاری، همانگونه که از نامش پیداست، شامل چهار محل + بختیاری است. چهار محل، به ۴ بخش اطلاق می‌گردد؛ که عبارتند از: ۱. لار ۲. کیار ۳. میزدج ۴. گندمان بختیاری: که تمامی استان چهارمحال و بختیاری، به استثنای ۴ منطقه ذکر شده؛ جزو خاک بختیاری محسوب می‌گردد. سرزمین‌های بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر دورود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز در استان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر می‌گیرد. این سرزمین‌ها به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم می‌شود. محل سکونت ایل هفت لنگ نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد: بخش ییلاقی: در محدوده شورآب، تنگ گزی و دامنه‌های زردکوه تا اردل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ و چلگرد می‌باشد. بخش قشلاقی: در محدوده شهرستان اندیکا و شهرستان مسجد سلیمان می‌باشد. محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم می‌گردد: بخش ییلاقی: یکی در محدوده شهرستان فریدن تا شهرستان دورود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان می‌باشد. بخش قشلاقی: یکی در محدوده شهرستان دزفول و دیگری در محدوده شهرستان ایذه و شهرستان رامهرمز می‌باشد.